محمد تقي جعفري
97
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مسأله اى براى من يقينى نمىباشد و من از همهء فلاسفه و حكماى بزرگ دنيا بالاتر رفتهام كه از ابراز حيرت در دستگاه هستى كه مقام بسيار والائى است امتناع مىكردند امير عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير در عبارت زير مطلبى بسيار مهمّ از شيخ فلاسفهء يونان - سقراط - نقل مىكند كه بسيار بسيار آموزنده است : « و سقراط با دانائى خود مىگويد كه اگر من نترسيدمى كه بعد از من بزرگان اهل خرد در من عيب كنند و گويند كه سقراط همهء دانش جهان را بيك بار دعوى كرد ، مطلق بگفتمى كه من هيچ ندانم و عاجزم و ليكن نتوانم گفتن كه از من دعوى بزرگ باشد . ابو شكور بلخى خود را بدانش ستايد ، مىگويد : تا بدانجا رسيد دانش من كه بدانم همى كه نادانم « ( 1 ) بسيار خوب ، حالا آقاى ابو العلاء ، آقاى كامو ، آقاى هدايت ، بفرمائيد ببينيم مطالعات و انديشههاى شما در بارهء جهان هستى با آن سطوح و ابعاد بيكرانش و در بارهء مغزهائى كه در شرق و غرب و در گذشته و حال حاضر در بارهء عالم هستى و ابعاد آن انديشيده و نظريّاتى دادهاند ، به چه كمّيّت و كيفيّت بوده است آيا نمىدانيد كه براى آگاهىهاى نسبى از يك رشته از هزاران رشتههاى علوم انسانى و يا غير انسانى يك عمر معمولى كفايت نمىكند آيا نمىدانيد كه براى اطَّلاع از تراوش فكرى يك متفكَّر مانند ابو ريحان بيرونى ، ابو معشر بلخى ، ابن سينا ، ابن رشد ، موسى خوارزمى ، فيلون اسكندرى ، صدر المتألَّهين و مير داماد همهء ساليان يك عمر معمولى كافى نيست با اين حال آقاى شاعر خودنما ، چگونه ادّعا مىكنى كه نمىتوان در بارهء واقعيّات جهان هستى ، يقين حاصل كرد مگر عمر شما ميليونها سال و مغز شما ميليونها برابر مغز ابن سينا و ابن خلدون است كه بتوانى چنان ادّعائى را راه بيندازى اين گونه اشخاص كه با معلومات بسيار ناچيز و انديشههاى نارسا در صدد انكار واقعيّات يا ترديد در بارهء آنها برمىآيند ، در حقيقت - از توجّه به فطرت و وجدان ناب به اين بهانه كه كار آنها دريافت ساده است ، رويگردان شده ، و در مراحل اوّليّهء تعقّل نظرى بدون وصول بمراحل عالى تعقّل [ كه در واقع به فعليّت رسانندهء سرمايهء فطرت و وجدان هم مىباشد ] دور خود طواف مىنمايند
--> ( 1 ) . نصيحت نامه معروف به قابوس نامه - امير عنصر المعالى كيكاوس بن . . . وشمگير ص 23 .